ياد شهيد فتنه : شهيد حسين غلام كبيري - 1

حسين غلام كبيري نوجوان 17ساله‌اي بود كه در پايگاه مقاومت بسيج شهرري فعاليت داشت؛ در شب 25خرداد با اعلام اغتشاش در اطراف سعادت‌آباد، به همراه عده ديگري از بچه‌هاي پايگاه به سمت سعادت‌آباد راه افتاد.مزار شهيد فتنه - شهيد حسين غلام كبيري      -- وبلاگ مبين

نيمه شب يك اتومبيل ضربه‌اي سخت به حسين وارد كرد و متواري شد. او كه از ناحيه شكم و دو پا مجروح و دچار خونريزي داخلي شده بود به بيمارستان منتقل شد و بر اثر خونريزي داخلي به كما رفت و ساعت 3 بعدازظهر در بيمارستان شهيد مدرس به شهادت رسيد.

او تنها يكي از ده‌ها شهيد فتنه پس از انتخابات بود؛ متن زير پس از زيارت مزار او نوشته شده است:

هيچ چيزت با بقيه فرق نداشت. نه سنگ قبرت، نه عكست... ما دنبال آنهايي مي‌گشتيم كه تاريخ شهادتشان 24/11 بود. آنها كه سالگرد شهادتشان بود و از شلوغي بهشت زهرا و گلهاي تازه و سنگ‌هاي خيسشان ميشد پيدايشان كرد. تو صدايمان كردي. ميان آن همه شبيه خودت. تاريخ شهادتت 25/3/88 بود. سعادت آباد. گلهاي تازه روي مزارت هم به خاطر سالگردت نبود، به خاطر اين بود كه هنوز سالت نشده و حتما داغت آنقدر تازه هست كه زود به زود به زيارتت مي‌‌آيند.

چرا صبر نكردي خداجويي اراذل را، در روز عاشورا ببيني؟

چرا به گفته سران فتنه با "مردم" مقابله كردي؟ شايد تو شنيده بودي كه امام گفته بود «اگر اشخاصي بدون مجوز وزارت كشور اقدام به تجمع كنند بر همه واجب است با آنها برخورد كنند.» اما آن‌ها نشنيده بودند.

به هواي كيك و سانديس رفته بودي؟ سكه؟ پول نقد؟ هر چه بوده نوش جانت. آنقدر حلال بوده كه با آن يك قبر وسط قطعه 55 براي خودت دست و پا كرده‌اي و همسايه ديوار به ديوار شهدا شده‌اي.

ما ماهواره نداريم، اينترنت پر سرعت و بدون فيلتر هم نداريم. اما آنقدر براي ندا و ترانه وسهراب و ... فيلم و كليپ و عكس ديده‌‌ايم كه همه‌‌شان را مي‌شناسيم. تو را ولي هيچ كس نمي‌شناسد.

بگذار براي ندا و ترانه، بي‌بي‌سي و مريم رجوي ختم بگيرند. بگذار خواص حرف زيادي بزنند و بگويند از بيانيه‌ها و توصيه‌‌هايشان به سران نفاق است كه 22 بهمن هيچ درگيري نشد. اصلا كسي با نماد سبز نبود كه بخواهد درگيري بشود. ما كه مي‌دانيم باز هم خون شهدا بود كه اين نظام را حفظ كرد؛ باز هم غيرت شما شهدا بود كه...

ما عرضه نداريم عكس شماها را پيراهن عثمان كنبم و در راهپيمايي‌ها دست بگيريم. ما لياقت نداريم بياييم منزل مادرانتان و به آنها سرسلامتي بدهيم.

بضاعت ما همين وبلاگ است تا نام و ياد شما را زنده نگه داريم. 

براي شادي روح شهيد حسين غلام كبيري و همه شهداي مظلوم اين فتنه:    صلوات

دین در برابر دین/نقش بصیرت و ولایت پذیری در فتنه  (ويژه)

مطابق خطبه 50، فتنه در دو زمينه شروع ميشود و رشد ميكند: 1. اهواء تتبع 2. احكام تبدع؛ يا هواي نفس است (مانند جاهطلبي و دنياطلبي و...) يا تغيير در مفاهيم نظري دين و پيدايش بدعتهاي ديني. اين احكام يعني احكام دين در مخالفت با دين! يعني در جامعه ديني احكامي مطرح ميشود كه حقيقتاً با كتاب خدا مخالف است و هدف كلي هم اين است كه عده اي با توجيهات غيرديني و ناسازگار با كتاب خدا بر ديگران تسلط پيدا كنند. در اين تعريف از فتنه، دين در برابر دين قرار ميگيرد. يعني احساسات مذهبي عده اي كه تحليل عميق ندارند و دينشناس واقعي نيستند، وسيله اي براي مزاحمت و خلل آفريني در دين قرار ميگيرد.

این جزوه که شامل سخنرانی دکتر سوزنچی در مورد شرایط فتنه است شامل مباحثی همچون«مبتلا شدن همه جوامع ديني به فتنه»،«چگونه فتنه گسترش پيدا ميكند؟»،«آيا كنار ماندن از فتنه و سكوت كردن جايز است؟»،«براي بيرون رفتن از فتنه چه بايد كرد؟» و همچنین تحلیل شرایط در زمان فتنه پس از کشته شدن عثمان در زمان حضرت علی(ع) و نیز فتنه ای که بنی اسراییل را در ماجرای گوساله سامری فرا گرفت، میباشد.

لینک دانلود جزوه



--
خطر مین
منطقه آلوده است!

--

کلیپ تحمیلگری

پس از کلیپ فتنه گران ، کلیپ تصویری تحمیل گری منتشر شد

برگزیده ای از سخنان حجت الاسلام و المسلمین پناهیان

پیرامون جریان تحمیل گری نسبت به ولایت از صدر اسلام تاکنون

پانزدهم فروردین ماه سالروز ولادت سردار حاج احمد متوسلیان

زندگينامه:
سال 1332 و مقارن با كودتای سياه آمريكايي در محله امامزاده سيداسماعيل خيابان مولوي تهران نوزادي چشم به جهان گشود كه ولادتش كاشانه كوچك مؤمن و زحمتكش «متوسليان يزدی» را غرق در نور و سرور مي‌كند. در گوش نو رسيده كوچك اذان و اقامه مي‌خوانند و او را احمد مي‌نامند.

مادرش مي‌گويد:
احمد كلاَ بچه ساكتي بود. مثل پسربچه‌هاي همسن و سال خودش نبود؛ شر و شوري نداشت. از همان كوچكي خيلي گوشه‌گير بود و هميشه‌ يك گوشه‌اي تنها براي خودش مي‌نشست.
احمد متوسليان دوران تحصيلات خود را در دبستان اسلامي «مصطفوي» سپري كرد. از همان كودكي ضمن اشتغال به درس و مدرسه به رغم نارسايي قلبي و ضعف توان جسمي در مغازه شيريني‌فروشي پدرش،‌ قنادي متوسليان يزدي واقع در بازار تهران كارگري كوشا و زحمتكش بود.
احمد دهساله بود كه قيام توفنده مردم مسلمان تهران در پانزدهم خرداد 1342 در دفاع از رهبر رشيد نهضت حضرت امام خميني و سركوبي وحشيانه مردم توسط چكمه‌پوشان رژيم ستمشاهي را به نظاره نشست.
پس از پايان تحصيلات مقطع ابتدايي در هنرستان صنعتي اخباريون، ثبت‌نام كرد و در كلاس شبانه اين هنرستان مشغول به تحصيل در رشته برق صنعتي شد.
پس از پايان تحصيلات مقطعه ابتدايي در هنرستان صنعيت اخباريون، ثبت‌نام كرد و در كلاس شبانه اين هنرستان مشغول به تحصيل در رشته برق صنعتي شد.
پس از پايان تحصيلات متوسطه به سال 1351 احمد در سن نوزده‌سالگي موفق به اخذ مدرك ديپلم فني گرديد و در يك شركت خصوصي تأسيسات فني استخدام و مشغول به كار شد. همزمان، با تشكل‌هاي مكتبي و سياسي پيرو خط امام (ره) نيز رابطه تنگاتنگي برقرار كرد. عمده فعاليت‌هاي او در اين دوران. مشاركت در پخش مخفيانه اعلاميه‌ها و پيام‌هاي پير در تبعيد و امام انقلاب، حضرت روح‌الله در سطح محلات جنوبي شهر تهران بود.
در بهار سال 1375 احمد به بهانه مأموريت شغلي در خارج از مركز راهي شهرستان خرم‌آباد شد و براي عادي‌سازي تحركات خود در سطح استان لرستان و سهولت فعاليت‌ نيمه مخفي خود به عنوان كارگر برق آغاز به كار كرد. مادر بزرگوارش مي‌گويد:

ادامه نوشته

ديروز 13به در نبود، فتنه به در بود!

نجوایی با سید شهیدان اهل قلم

آمدم بر سر مزارت سيدمرتضی. باز هم اورکت سپاه تنت بود در عکس حجله‌ای. چشمانت در این عکس با آدم حرف می‌زند. «نسیم حیات» داشت موهای لختت را تکان می‌داد. تو خود آن همه زیبایی که جمال چهره تو حجت موجه ماست. من پدرم را مدیون تو هستم مرتضی. تو نبودی عده‌ای بابا اکبر را در جاده اهواز- خرمشهر جا می‌گذاشتند. جبهه در جبهه می‌ماند اگر تو نبودی. 20 فروردین سالروز شهادت تو نیست، سالگرد هر شهیدی سالروز شهادت توست. سرخ ماندن شهادت مدیون روایت فتح توست. ما فرزندان شهدا به تو بدهکاریم. تو پدران ما را از جنوب بیرون آوردی. فکه در فکه می‌ماند اگر تو نبودی. اصلا شهادت به تو بدهکار است. شهادت بدهکار است به روایت فتح تو. تو از همه ما طلب داری. ما 8 سال دفاع مقدس را به قلم تو بدهکاریم. قلم تو امام نوقلمانی چون من است. بوقلمون صفتان می‌خواهند تو را رنگ کنند. نه، تو راوی جنگ هستی، نه راوی صلح. اینها می‌خواهند تو بچه شاه عبدالعظیم نباشی. اینها تو را مقیم هالیوود می‌خواهند. اینها از «سید شهیدان اهل قلم» بدشان می‌آید. اینها عاشق احادیث نفس تو هستند که تو خود آنها را سوزانده بودی. اینها دوست پسر غزاله را از راوی چزابه بیشتر دوست دارند. اینها می‌خواهند تو به جای روایت فتح، پشت «بوم» بنشینی و نقش عادات سخیف بزنی. اینها می‌خواهند پرچمت را پایین بیاورند و تو را هم قد خود کنند. نه مرتضی، شأن تو جایی جز آسمان نیست. روایت فتح، ضجه تو بود در فراق آسمانی‌ها. موسیقی روایت فتح، درد دل ما بود. آسانسور ساختمان مک دونالد لیاقت موسیقی «پاتک روز چهارم» را ندارد ولی من مانده‌ام چرا در کتاب فروشی روایت فتح آثار تو را سانسور کرده‌اند! پس دلم آقا مرتضی درد داشت که آمدم سر مزارت. من در روز «جمهوری اسلامی» آمدم سر مزارت. جمهوری اسلامی به روایت فتح تو بدهکار است. من آمدم سر مزارت در روز «جمهوری اسلامی» در این مظلوم‌ترین روز انقلاب که میان دید و بازدیدهای عید گم شده است.برای رهایی از روزمرگی چه جایی بهتر از بهشت زهرا. چه جایی بهتر از مزار خدایگان بندگی. بگذریم که آن روز، پنجشنبه هم بود. آقا مرتضی! گوش کن می‌خواهم به تو بگویم که بعد از تو بر ما چه گذشته است. نه، حاج سعید قاسمی تو را روی مین نفرستاد. خدا اراده کرده بود مرتضایش را شهید ببیند. آن مین مامور خدا بود روی زمین برای بردن تو به آسمان. آقا امسال را سال «همت مضاعف-کار مضاعف» نام نهادند. من چون از ولایت فقیه معمولا بد دفاع می‌کنم پیام آقا را این طور می‌فهمم؛ «حاج همت مضاعف-شهید کارور مضاعف». اصلا پیام آقا برای من یعنی «آوینی مضاعف». آقا مرتضی! در سال همت مضاعف این سومین باری بود که بهشت زهرا رفتم. دیر خرابات من مزار شهداست. من اینجا اعتکاف می‌کنم. اینجا کوی لیلی است. اینجا خیلی شبیه کوچه بنی‌هاشم است. فرقی هم نمی‌کند قطعه 26 باشد یا قطعه شهدای گمنام یا حتی مزار تو. قسم به خون شهدا؛ ما می‌دانیم تیغ و حلقوم فتنه گران، یک موز سر علی اگر کم گردد. خامنه‌ای موظف است که بگوید غلامِ علی هم نمی‌شود اما وظیفه ما هم این است که یقین داشته باشیم امر خامنه‌ای همان امر علی است. اطاعت از سیدعلی یعنی اطاعت از علی. خامنه‌ای البته که «علی» نیست اما همان پرچم علی در نهروان، امروز در دست مجروح خامنه‌ای است. نسل این دست برمی‌گردد به «کف العباس». ما خیال می‌کنیم مدافع ولایت فقیه، ما هستیم. نگهدار خامنه‌ای والله عباس است. سال هزار و سیصد و هشتاد و اشک، آری «هشتاد و اشک» می‌توانست سال شکست‌های کوچک باشد اما به فتوحات بزرگ منتهی شد چون دستان مجروح خامنه‌ای در دستان بریده عباس است. این دستگیری بهترین سمفونی آخر الزمان است. جلوه ویژه خداست در آخرین روزهای زمین کاش گوش نامحرمان کر بود تا به شما می‌گفتم یل‌ام البنین چقدر مولای ما را دوست دارد. علم علمدار کربلا دست علمدار انقلاب ماست. دشمن برود خواب سقوط جمهوری اسلامی را ببیند. شتر در خواب بیند پنبه دانه. فرقی نمی‌کند هر شتری حتی شتر جنگ جمل. شتر براندازی در خانه هر حکومتی می‌خوابد الا خانه‌ای که عباس صاحب خانه‌اش باشد...

ادامه نوشته

رمز عبور

فرمانده پايگاه توصيه كرده‌اند كه اين مطلب حتماً مطالعه شود؛ همچنين خواندن اين مطلب موجب مي‌شود ديد روشني از تاريخ معاصر انقلاب بدست آوريد و آنچه مي‌دانستيد را تكميل كنيد:

1- مردمي كه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني‌(ره) را در 22 بهمن 1357 به پيروزي رساندند، آنچنان قدرتمند بودند كه اغلب نخبگان سياسي و فرهنگي را مرعوب و همراه خود ساختند. اين نخبگان و گروه‌هاي سياسي كه هيچ‌يك به صورت مستقيم در پيروزي انقلاب نقشي نداشتند، از خلأ عدم وجود نيروهاي باتجربه انقلابي استفاده كردند و توانستند مناصب كليدي دولتي و از آن مهمتر سررشته‌هاي اجتماعي و تبليغاتي را از آن خود كنند. مهدي بازرگان كه بدون توجه به روابط حزبي‌اش به نخست‌وزيري برگزيده شده بود، تمامي نخبگان ملي‌گرا كه انقلاب اسلامي را قبول نداشتند و شش ماه قبل از آن به دنبال شعار «سلطنت نه حكومت» بودند، به هيأت دولت دعوت كرد. كريم سنجابي، دبيركل جبهه ملي چند روزي وزير خارجه شد، حسن نزيه به شركت ملي نفت رفت، ناصر ميناچي وزير ارشاد ملي، داريوش فروهر وزير كار و احمد صدر حاج سيدجوادي وزير دادگستري شدند و از همه جالب‌تر اميرانتظام بهايي‌زاده سخنگوي دولت موقت انقلاب شد!
چند سال قبل از پيروزي انقلاب، مسعود رجوي و موسي خياباني با پشتوانه سرويس‌هاي جاسوسي شرقي و غربي توانسته بودند چندي پس از آزادي از زندان، يك تشكيلات جذاب براي نوجوانان و نخبگان به‌وجود آورند. تبليغات گسترده و استفاده از تصاوير شهداي ابتدايي اين سازمان مانند حنيف‌نژاد، شعارهاي روشنفكرانه و انقلابي و سوابق گسترده رهبران سازمان مجاهدين خلق (منافقين) در زندان‌هاي رژيم پهلوي، ابزارهاي ياران مسعود رجوي براي جذابيت سازمان بود.

2- هنوز چند ماه از پيروزي انقلاب اسلامي نگذشته بود كه برخي نخبگان نتوانستند خود را با رفتارها و انديشه‌هاي امام و مردم تطبيق دهند، لذا ريزش‌هايي در ميان برخي افراد صورت گرفت. سعادتي مرد شماره دو سازمان منافقين، چند روز پس از تأسيس سپاه پاسداران، در هنگام ملاقات و تحويل اسناد سري ساواك به مأموران سازمان جاسوسي شوروي بازداشت شد. جنجال‌هاي فراوان هم سبب نشد تا از اين جرم بزرگ چشم پوشيده شود.
آيت‌الله طالقاني (كه نفر دوم نهضت مردمي به حساب مي‌آمد) برخي فرزندانش به اتهام ارتباط با پيكار بازداشت شدند و آيت‌الله در اعتراض به اين مسئله تهران را ترك كرد. در تبريز آيت‌الله شريعتمداري، حزبي بزرگ و فراگير با عنوان دهن پركن «خلق مسلمان» تأسيس كرده بود و چند ماه شهر تبريز را به تشنج كشانده بود. امام، آيت‌الله مدني را به تبريز فرستاد و پس از پيغام و پسغام‌هاي فراوان حزب منحل شد. در خوزستان خلق عرب با كمك صدام بسياري از جوانان و شيوخ را جذب خود كرد. در بلوچستان و گنبد نيز داستان همان بود. اما در كردستان يك روز پس از پيروزي انقلاب، حزب‌هاي كومله و دموكرات به پادگان‌هاي ارتش حمله كردند و از كرمانشاه تا اروميه را نا‌امن ساختند. چريك‌هاي فدايي خلق كه در دانشگاه تهران ستاد‌هاي عملياتي‌شان را برپا كرده بودند، حضوري گسترده در مقابل نيروهاي انقلاب داشتند. آنها در كردستان با پاسداران مردمي و جهاد سازندگي مي‌جنگيدند و در خيابان‌هاي تهران تبليغات مي‌كردند و كمك جمع مي‌كردند. نرمش دولت موقت و هيأت حسن‌نيت سبب مي‌شد تا روز به روز پيكرهاي شهداي بيشتري از پاسداران انقلاب به شهرها بازگردد.
دستور امام به ارتش و قواي مسلح براي ختم غائله كردستان نيز انتقاد برخي نخبگان تهران‌نشين را به دنبال داشت. در اين ميان گروهك منحرف فرقان مشغول كار بود و قرني، مطهري، مفتح، عراقي و قاضي طباطبايي از سرمايه‌هاي انقلاب اسلامي را به شهادت رساندند.

3- در اولين سال پيروزي انقلاب استفاده گروهك‌ها در گستردگي رسانه‌ها سبب شده بود تا بسياري از شخصيت‌هاي انقلابي مورد هجوم اين رسانه‌ها قرار گيرند.
سپهبد قرني، اولين رئيس ستاد مشترك ارتش در انقلاب اسلامي چند روز پيش از ترور، از جانب رسانه‌هاي ماركسيستي و چپي مورد هجوم قرار گرفته بود. تصوير مصطفي چمران نيز در حالي به روي جلد مجله تهران مصور به مديريت مسعود بهنود آمد كه در چشمانش تصاوير تانك ديده مي‌شد. برخي شخصيت‌ها كه از روز اول به دنبال سهمشان بودند نيز در اين ميان بيكار ننشستند. شيخ علي تهراني پس از انتصاب آيت‌الله خامنه‌اي به امامت جمعه تهران، شعله‌هاي حسادتش را نتوانست پنهان كند و در بيانيه‌اي خود را مستحق دانست.
شهيد حسن آيت نيز پس از انتشار متن پياده شده نواري از سوي ابوالحسن بني‌صدر، مورد شديدترين حملات قرار گرفت و شعار «آيت كودتاچي اعدام بايد گردد» در ميتينگ‌هاي طرفداران بني‌صدر و سازمان منافقين شنيده مي‌شد. همه مي‌دانستند كه دليل حمله به آيت، نه «نوار آيت» بلكه نقش او در تصويب اصل ولايت فقيه در قانون اساسي است.
اما داستان شهيد آيت‌الله محمدحسين بهشتي چيز ديگري بود...

ادامه نوشته

اس ام اس ( پيامك ) و پوستر سال همت مضاعف و كار مضاعف

پوستر سال همت مضاعف و كار مضاعفوبلاگ پايگاه بسيج شهداي مهران

ما پيام عيد رهبر را چو مصحف مي كنيم
مثل دستورالعمل همواره مصرف مي كنيم
كوري چشم سران فتنه و بيگانگان
چشم آقا ، كا و همت را مضاعف مي كنيم

**********

اي رهبرا كلام تو حجت ز مصحف است
هركس به قدر وسع توانش موظف است
اميد آنكه ، يوسف زهرا كند ظهور
امسال سال همت و كار مضاعف است

**********

خيزيد كه ايثار مضاعف بكنيم
عيد آمده ديدار مضاعف بكنيم
با عزم قوي ، ضعف به دل ره ندهيم
با همت خود كار مضاعف بكنيم

**********

من مضاعف مي كنم كار و تلاش
بهر كسب علم و ايمان و معاش
در مسير اقتدار كشورم
اين بلنداي عدالت پرورم
سرزمين داستان راستان
تا نگين حلقه هاي باستان
تا قيامت نامدار و منجلي
تحت امر رهبرم سيد علي

**********

در راه تو حرکتم مضاعف باشد
با یاد تو برکتم مضاعف باشد
ای سید ما امر تو بر روی دو چشم
با عشق تو همتم مضاعف باشد

**********

هر کس که بر حفاظت دینش مکلف است
بر پیروی ز نائب مهدی موظف است
جانا به سعی خویش بیفزا که یار گفت
امسال سال همت و کار مضاعف است

**********

همت مضاعف مي‌كنيم
كاري مضاعف مي‌كنيم
بر دست مجروحت قسم
سيد علي از قلب و جان
اين انقلاب و رهبرش
ياري مضاعف مي‌كنيم

 

نكته: حواسمان باشد كه "همت مضاعف و كار مضاعف" در حد شعار باقي نماند...

سال همت مضاعف و كار مضاعف

بخشي از پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب
براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم‌تر و پرتلاش‌تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.وبلاگ مبين

بايد به خداى متعال توكل كنيم؛ از خداى متعال استمداد كنيم و بدانيم كه زمينه براى كار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعه‌ى ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت كنيم.


بخش‌هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم مشهد
عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد: عرصه‌ى علم و تحقيق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخشهائى كه براى كشور مورد نياز است، بايستى همتشان را در تحقيق و علم افزايش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشمشان و مد نظرشان قرار بدهند؛ كار را بايد متراكمتر كنند.
من عرض كردم؛ بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكى دو دهه‌ى ديگر، كشورشان را يك مرجع علمى براى دانشمندان جهان قرار بدهند. پس اين شد همت مضاعف و كار مضاعف در عرصه‌ى علم و تحقيق.
يكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف ميطلبد، مسئله‌ى توليد فكر است؛ كتابخوانى، افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون. اين كرسى‌هاى آزادانديشى كه ما عرض كرديم، پيشنهاد كرديم در دانشگاه‌ها و در حوزه‌ها به راه بيفتد، ميتواند يك جريان سيال فكرىِ بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد.