اينگونه به اسرائيل كمك نكنيم

فکر می‌کنید چرا اسرائیل بعد ازگذشت نیم قرن هنوز به حیات نامبارک خویش ادامه می‌دهد؟

  برای پی‌بردن به جواب این سوال کمی به اطراف خود نگاه کنید و سر و وضع خویش را نظاره‌گر باشید؛ از آنچه كه مي خوريد تا آنچه همراه شماست و...

 به چه نام هايي برخورد كرديد؟ Cocacola   Fanta   PEPSI   Nestle   NOKIA   Timberland   Intel Disney   Yahoo   L'Oreal   Sara lee

  اين‌ها نام مهم‌ترين شركت‌هاي حامي رژيم صهيونيستي هستند كه بخشي از درآمد آن‌ها نصيب صهيونيست‌ها مي‌شود تا به عنوان گلوله و حقوق به سربازان اسرائيلي داده شود؛ سربازان اسرائيلي هم از آنها عليه مردم مسلمان فلسطين استفاده مي‌كنند.

البته به خاطر حساسيتي كه در كشورهاي اسلامي و ايران بر روي نام اسرائيل وجود دارد، هيچ كدام از اين محصولات با مارك و نام اسرائيل توزيع نمي‌گردد؛ اما به هر حال اسرائيلي بودن برخي از آنها ديگر اثبات شده است

در اين ميان شركت Nestle توليد كننده نسكافه و...  در سال 1998 جايزه ويژه جوبيلي را از شخص نخست وزير اسرائيل دريافت كرد (اين جايزه به اشخاص و یا سازمان هایی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تاثیر را در قدرتمند کردن اقتصاد اسرائیل داشته باشند)

امام خميني(ره) فرموده است: «باید مسلمین از استعمال  امتعه(کالاهای)  اسراییل خودداری کنند.»

 از اين رو براي نخريدن كالاهاي اسرائيلي هم تكليف شرعي وجود دارد و هم تكليف انساني.

 همه افراد جامعه بايد خود را در مبارزه عليه دشمن مسلمانان شريك بدانند و اين احساس مبارزه و در شرايط مبارزه بودن است كه براي يك ملت روحيه مقاومت و عزت به همراه مي‌آورد.

   مطلب را با حديثي از پيامبر اعظم(ص) به پايان مي‌بريم: "هر كس شب را صبح كند در حالي كه نسبت به امور مسلمين اهتمام و دغدغه نداشته باشد، مسلمان نيست"

برخورد تلافی‌جویانه با عوامل ترور فرماندهان سپاه

سردار محمدعلی جعفری، صبح امروز در مراسم معارفه سردار محمد رضا نقدی رئیس جدید سازمان بسیج مستضعفین، از تصویب ساختار جدید سپاه توسط رهبر معظم انقلاب خبر داد.سردار جعفري

فرمانده کل سپاه در این مراسم گفت: "در ساختار جدید سپاه که به تصویب رهبری رسیده است، با هماهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه‌های استانی مسئولیت بسیج هر استان را برعهده می‌گیرند و نیروی زمینی سپاه نیز لایه‌هایی از بسیج را که کار نظامی انجام می‌دهند، تحت پوشش قرار می‌دهد."

سردار جعفری در ادامه افزود: همه ماموریت‌های سپاه برخورد فیزیکی نیست، البته بخش قابل توجه سپاه ماموریت مقابله با تهدیدات سخت و نیمه سخت است که نهایت آن جانبازی، شهادت و پیروزی در صحنه نبرد خواهد بود.

فرمانده کل سپاه با بیان اینکه بسیج باید در مقابله با تهدیدات نرم دشمن آماده باشد، اظهار داشت: باید تغییراتی در این زمینه در ساختارها صورت می‌گرفت که در ماه‌های گذشته و بر اساس تدابیر معظم رهبری صورت گرفت.

* باید با عوامل حادثه تروریستی اخیرا به طریق مقتضی برخورد شود

سرلشکر جعفری در بخش دیگری از سخنان خود به حادثه تروریستی روز گذشته در جنوب شرق کشور اشاره کرد و با بیان اینکه "حدود 6 ماه است که مسئولیت برقراری امنیت در این منطقه برعهده سپاه پاسداران قرار گرفته"، این گونه عملیات‌ها را نشانه اثر‌گذاری سپاه‌ پاسداران و عملکرد مهم و تاثیر گذار سردار شوشتری در این منطقه دانست.

وی همچنین در جمع خبرنگاران با اشاره به دخالت نیروهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس در عملیات تروریستی دیروز گفت: مدارکی از طریق دستگاه‌های امنیتی ارائه شده است که طبق این مدارک مشخص می‌شود گروهک خبیث ریگی تحت حمایت سازمان اطلاعات آمریکا، انگلیس و متاسفانه دستگاه اطلاعاتی پاکستان است و برنامه‌هایش با دستورات آنها اجرا می‌شود.

فرمانده کل سپاه تاکید کرد که "باید با عوامل پشت صحنه این حادثه تروریستی به طریق مقتضی و تلافی‌جویانه برخورد شود."

حمایت آمریکا و انگلیس از گروهک ریگی را پیش از این، عبدالحمید ریگی، برادر عبدالمالک ریگی، تایید کرده بود. او در اعترافاتی که از رسانه ملی هم پخش شد، به حمایت مالی و نظامی دولت‌های آمریکا و انگلیس از گروهک ریگی اذعان کرده است.

گروهک ریگی با انتشار خبری مسئولیت ترور دیروز شهر سرباز سیستان و بلوچستان را به عهده گرفت.

همچنین، پس از آنکه خبرهایی مبنی بر ورود تروریست ها به شهرهای پاکستان منتشر شد، مقامات اجرایی کشورمان از جمله رئیس جمهور و وزیر کشور، از دولت پاکستان خواستند که بیش از این در دستگیری و تحویل تروریست ها معطل نکند.

جنبش وبلاگ‌نويسي بسيجي‌ها

اكنون تعداد زيادي از وبلاگ‌هاي فارسي متعلق به پايگاه‌هاي بسيج هستند كه تعدادي از آنها در بخش پيوندهاي اين وبلاگ مشاهده مي‌شود.وبلاگ پايگاه بسيج شهداي مهران  -- مبين

و اين حاكي از افزايش قدرت نرم بسيج در دنياي اينترنت است؛ دنيايي كه تصور مي‌شد بسيجيان نمي‌توانند در آن حضور قدرتمند داشته باشند.

اكنون با توجه به تغيير شرايط ضروري به نظر مي‌رسد كه در اين عرصه با قدرت حضور داشته باشيم و مفاهيم درست را به مخاطبان عرضه كنيم.دنياي مجازي  - وبلاگ پايگاه بسيج شهداي مهران

بي‌شك مخاطبان بي‌غرض خود سره را از ناسره تشخيص خواهند داد.

و اين تلاش‌هاي دشمنان نظام همان‌طور كه در سي سال گذشته ثمري نداشته است، اكنون نيز به نتيجه نخواهد رسيد؛

ان‌شاء‌الله

يهود، قوم پيمان‌شكن

حيى بن اخطب كه يكى از محركين اصلى جنگ بود و در حركت دادن لشكر قريش و احزاب سهم بسزايى داشت به

ابوسفيان گفته بود: اگر شما به يثرب حمله كنيد و به جنگ محمد (ص) بياييد يهود بنى قريظه نيز پيمان خود را با محمد شكسته و به يارى شما خواهند شتافت.

لشکر کفر

همين كه احزاب به نزديكيهاى مدينه رسيدند حيى بن اخطب روى قولى كه به ابو سفيان داده بود از آنها جدا شده و بسرعت به مدينه آمد و صبر كرد تا چون شب شد به سوى قلعه‏هاى بنى قريظه و در خانه كعب بن اسد رئيس يهود بنى قريظه رفت و در را كوفت. كعب بن اسد پشت در آمد و چون دانست حيى بن اخطب است در را باز نكرد.

حيى فرياد زد: در را باز كن! كعب گفت: تو مرد نامبارك و ميشومى هستى و براى وادار كردن ما به پيمان شكنى و نقض عهد با محمد به نزد ما آمده‏اى، در را به روى تو باز نمى‏كنم، ما با محمد پيمان داريم و در اين مدت جز محبت و وفا از او چيزى نديده‏ايم.

حيى گفت: در را باز كن تا دو كلمه حرف با تو بزنم!

كعب پاسخ داد: در را باز نخواهم كرد،از راهى كه آمده‏اى باز گرد.

حيى كه خود را با شكست مواجه مى‏ديد گفت: به خدا باز نكردن در تنها به خاطر اين است كه مى‏ترسى لقمه‏اى از نان تو بخورم!

اين حرف كعب را بر سر غيرت آورد و در را به رويش باز كرد، و چون چشم حيى بن اخطب به كعب افتاد گفت: واى بر تو اى كعب، من عزت هميشگى را براى تو آورده‏ام!ي ك دريا لشكر به يارى تو آورده‏ام، اين سپاه عظيم قريش است كه من به همراه آنها به اينجا آمده‏ام و از آن سو بزرگان قبايل ديگرى نيز مانند غطفان، اشجع و بنى مرة را با آنها همراه كرده و همگى يك دل و يك زبان تصميم به نابودى محمد و يارانش گرفته و هم عهد شده‏اند، كه تا محمد و پيروانش را نابود نكنند از اينجا نروند و هم اكنون در پشت دروازه يثرب هستند.

كعب در جوابش گفت: به خدا اينكه براى من آورده‏اى ذلت و خوارى ابدى است (نه عزت هميشگى) و ابرى است بى‏آب كه بارانش را در جاى ديگر ريخته و رعد و برقى بيش در آن نيست. اى حيى ما را به حال خود واگذار كه ما از محمد جز نيكى و وفادارى چيزى نديده‏ايم.

 تو مرد نامبارك و ميشومى هستى و براى وادار كردن ما به پيمان شكنى و نقض عهد با محمد به نزد ما آمده‏اى، در را به روى تو باز نمى‏كنم، ما با محمد پيمان داريم و در اين مدت جز محبت و وفا از او چيزى نديده‏ايم.

اما حيى بن اخطب از اين سخنان نوميد نشده و آن قدر از اين در و آن در سخن گفت تا كعب را به شكستن پيمانى كه با پيغمبر اسلام بسته بود حاضر كرد و از او قول گرفت كه با احزاب و قريش در وقت جنگ كمك و همكارى كند. و خلاصه به هر ترتيبى بود بنى قريظه را وادار به نقض عهد نموده و بدين ترتيب مقدمات نابودى و كشتن آنها را فراهم ساخت.

بنى قريظه براى احتياط كار بدو گفتند: ممكن است با تمام اين احوال لشكر قريش و غطفان و ساير احزاب نتوانند كارى بكنند و با شكست روبه رو شده از اينجا باز گردند آن وقت معلوم نيست سرنوشت ما با محمد چگونه خواهد بود پس بايد تو نيز تا پايان كار پيش ما بمانى و در سرنوشت با ما شريك باشى!

حيى بن اخطب به ناچار اين شرط را پذيرفت و در آن قلعه پيش بنى قريظه ماند و براى قريش پيغام فرستاد كه بنى قريظه عهد خود را با محمد شكسته و آماده كمك با شما هستند، جز آنكه ده روز مهلت خواستند تا آماده جنگ و مجهز شوند.

 

رسيدن لشكر قريش و احزاب به مدينه

در اين خلال سپاه انبوه قريش و ساير احزاب هم پيمانشان دسته دسته با تجهيزات جنگى كه داشتند از راه رسيدند و در دامنه كوه احد اردو زدند و چون به لشكر مسلمانان برنخوردند به سوى مدينه حركت كرده تا كنار خندق پيش آمدند، و چون آن خندق را با آن كيفيت مشاهده كردند در شگفت شده گفتند: اين حيله‏اى است كه عرب تاكنون از آن آگاه نبوده!

و به ناچار چون نمى‏توانستند جلوتر بروند در همان سوى خندق اردو زدند، مسلمانان نيز از اين سو ورود لشكر مجهز قريش و قبايل ديگر عرب را گروه گروه مشاهده مى‏كردند و خود را براى دفاع از شهر و ديار خود آماده مى‏ساختند.

در اين ميان خبر پيمان شكنى يهود بنى قريظه نيز به رسول خدا (ص) رسيد و فكر آن حضرت را نگران ساخت، راستى هم كار سختى بود زيرا با اين ترتيب دشمن از هر طرف مسلمانان را محاصره كرده بود و اين خطر بود كه بنى قريظه در اين حالى كه مردان مسلمانان رو به روى لشكر احزاب در كنار خندق موضع گرفته‏اند آنها از فرصت استفاده كرد به داخل شهر حمله كنند و زنان و كودكان و خانه‏هاى مردم را مورد هجوم و دستبرد قرار دهند.

پيغمبر خدا براى تحقيق بيشتر و درستى و نادرستى اين خبر، چند تن از انصار مدينه را مانند سعد بن معاذ، سعد بن عباده،عبد الله بن رواحه و خوات بن جبير كه سابقه دوستى با يهود مزبور داشتند و يا جزء هم پيمانان آنها محسوب مى‏شدند به سوى قلعه‏هاى بنى قريظه فرستاد و بدانها فرمود: اگر ديديد اين خبر راست است وقتى برگشتيد با رمز و كنايه اين خبر را به من بگوييد، ولى اگر ديديد دروغ است علنى و آشكارا به من خبر دهيد.

هنگامى كه دشمن از سمت بالا و پايين شما را در ميان گرفت و چشمها خيره شد و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانها برديد، در اينجا بود كه مؤمنان امتحان شدند و به تزلزل سختى دچار گشتند، در آن وقت منافقان و آن كسانى كه در دلهاشان مرضى بود مى‏گفتند: خدا و پيغمبرش جز فريب به ما وعده‏اى ندادند.

افراد مزبور به پاى قلعه‏هاى بنى قريظه آمدند و ديدند كار از آنچه شنيده‏اند بدتر است زيرا وقتى نام پيغمبر اسلام را براى آنها بردند و موضوع پيمان دوستى و عدم تعرضى را كه ميان پيغمبر و آنان به امضا رسيده بود به ميان كشيدند يهوديان زبان به دشنام گشوده گفتند: محمد كيست؟ما هيچ گونه پيمان و عهدى با او نداريم. سعد بن‏معاذ كه مرد غيور و متعصبى بود وقتى اين سخنان را از آنها شنيد زبان به دشنام آنها گشود، آنان نيز سعد را دشنام دادند و سعد بن عباده كه چنان ديد رو به سعد بن معاذ كرده گفت: كار از اين حرفها گذشته آرام باش!

اينان به سوى رسول خدا (ص) بازگشته و همان طور كه دستور فرموده بود با دو جمله كه صورت رمز داشت، درستى و صحت آن خبر را به اطلاع آن حضرت رساندند. اما رسول خدا براى اينكه مسلمانان ديگر از قضيه مطلع نشوند تكبير گفت: و سپس فرمود: «ابشروا يا معشر المسلمين» مژده اى مسلمانان!

اما چنانكه برخى گفته‏اند: اين خبر پنهان نماند و تدريجا همه مسلمانان از پيمان شكنى بنى قريظه مطلع شدند و بر ترس و اضطرابشان افزوده شد. در اين ميان آنچه شايد از شمشيرهاى لشكر احزاب و حمله بنى قريظه سخت‏تر و خطرناكتر بود سخنان وحشت آور و زخم زبانهاى منافقان بود كه از يك سو روحيه مسلمانان را با سخنان ترس آور خود تضعيف مى‏كردند، و از سوى ديگر با نيش زبان بر دلهاى جريحه‏دار و مضطرب آنان نمك مى‏ريختند. و به هر صورت كار خيلى سخت و دشوار شد تا آنجا كه خداوند آن روزهاى سخت و افكار گوناگونى كه مردم مسلمان را احاطه كرده بود چنين توصيف مى‏كند:

«اذ جاؤكم من فوقكم و من اسفل منكم و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا،هنالك ابتلى المؤمنون و زلزلوا زلزالا شديدا،و اذ يقول المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا»

[هنگامى كه دشمن از سمت بالا و پايين شما را در ميان گرفت و چشمها خيره شد و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانها برديد، در اينجا بود كه مؤمنان امتحان شدند و به تزلزل سختى دچار گشتند، در آن وقت منافقان و آن كسانى كه در دلهاشان مرضى بود مى‏گفتند: خدا و پيغمبرش جز فريب به ما وعده‏اى ندادند.]

باران رحمت آمد، رهبر ما خوش آمد

مردم مومن و متعهد نوشهر حماسه‌اي ديگر را در تاريخ خود ثبت كردند و با استقبال پرشور خود در زير باران از رهبر و مقتدايشان ولايتمداري خود را ثابت كردند تا خاري باشند در چشم دشمنان نظام.

آنها با شعار "باران رحمت آمد، رهبر ما خوش آمد" و "مااهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند" از رهبر معظم انقلاب استقبال كردند؛ و در زير ريزش شديد باران استوار باقي ماندند.

فيلم اين قسمت از ديدار را مي‌توانيد اينجا ببينيد.

در اين ديدار ايشان بر داشتن "بصيرت" تاكيد داشتند، يعني هماني كه برخي نداشتند و پس از انتخابات از جاده اصلي خارج شدند.

متن كامل سخنان را مي‌توانيد اينجا ببينيد.

سیدی از اولاد سبزپوشان بنی حسن علیه‏السلام

کوچه‏های شهر ری چه بی‏چراغ به انتها می‏رسیدند

و بام‏های خانه‏ها چقدر از افق دور بودند. حضرت عبدالعظیم حسنی -- وبلاگ مبين

نمی‏دانم

در کدام روز تقویم تاریخ آرزوهای شهر ری بود.

که مسافری از مدینه

از دروازه بی نام و نشان ری گذشت

و کفش‏هایش را در کوی «سکة الموالی» از پای درآورد.

سحرگاه همان روز بود که هزاران یا کریم خاکستری

در کفش‏های خاک خورده‏اش لانه کرده‏اند و باغبان‏های پیر شهر، در جای پایش، ستاره‏های سبز کاشتند و بام‏های شهر پرشرار از کبوترهایی که می‏خواستند در همسایگی خانه خورشید، تخم بگذارند.

آن سید کریم

که از اولاد سبزپوشان بنی حسنی علیه‏السلام بود،

هر غروب که سجاده‏اش را در ایوان عبادت پهن می‏کرد

بوی گل یاس در جانماز همه مؤمنین می‏پیچید و به نفس حق آن مرد پارسا، دعای همه حاجت‏مندان برآورده می‏شد.

طلاب و حجره نشینان فقه و حدیث

بر سر سفره فضل و کمال او نشستند

تا در زمانه اخلاط صدق و کذب

از روایات ناب و خالص او که نسل در نسل در رگ و خون او جاری شده بود، طعامی برای رزق خویش برگیرند.

برای شیعیان دورمانده از عطر امامت

مصاحبت با مردی که همنشینی با سه امام را در کوله بار تنهایی خویش دارد، به سان یافتن چشمه آبی است برای عطش زدگان وادی حیرت!

اهالی شهر ری که سال‏ها در حسرت کربلا

دانه‏های اشک برشته تسبیح فراق شمرده بودند

به نیت آن حدیث مبارک

که دیدار حضرت عبدالعظم حسنی علیه‏السلام را به سان زیارت کربلا دانسته بود،

دلتنگی‏هایشان را به ضریح چشمان او بخشیدند

و هنوز

راه کربلای خیلی‏ها،

که دست شان از ضریح شش گوشه کوتاه است،

از جاده شهر ری می‏گذرد.

 

آدمهای بدقول منافقند!

آنچه می خوانید بخش اول مشروح سخنان استاد حجت الاسلام و المسلمین قرائتی است که پیرامون موضوع "بخل و انفاق" در جلسه درسهایی از قرآن، به تاریخ 9/7/1388 عنوان شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

درسهایی از قرآن

عزیزانی كه پای تلویزیون هستند، موضوع ما مسئله‌ی بخل و انفاق بود. راجع به انفاق تعبیرات زیادی در قرآن آمده است. واژه‌های زیادی آمده من ده مورد را اینجا نوشتم. انفاق، «اَنفَقوا، یُنفَقوا» خیلی آیه‌ی انفاق داریم. 2- زكات، زكات در قرآن و روایات معنای عام است. و لذا مثلاً گفتند: زكات علم نشر علم است. زكات آبرو، زكات مال یعنی هركس هرچه دارد، باید یك مقداری به دیگران كمك كند. كلمه‌ی زكات 32 بار در قرآن آمده است.

كلمه‌ی صدقه در قرآن آمده است. انفاق، زكات، صدقه، كلمه‌ی «ایتاء» ایتا با (الف و ت دو نقطه) یعنی كمك كردن.

كلمه‌ی «اِعطا» با (عین و ط) یعنی عطا كردن. در قرآن آمده است. كلمه‌ی «اطعام» در قرآن آمده است.

كلمه‌ی قرض الحسنه بارها در قرآن آمده كه یك نوع كمك است. كلمه‌ی تعاون در قرآن آمده است. كمك رسانی.

كلمه‌ی كفّاره در قرآن آمده است. كسی روزه خورد مثلاً به شصت نفر فقیر كفّاره را اطعام بدهد. فلان كار را كرد كفّاره‌اش این باشد كه یك مقدار نقدی بدهد یا یك مقدار... كلمه‌ی «هَدی» همان هدیه، در قرآن آمده است.

هركس با خدا نذری، عهدی ببندد، هركس به خدا قولی بدهد،و به قولش عمل نكند این نفاق در قلبش پیدا می‌شود

انفاق، زكات، صدقه، ایتاء، اعطا، اطعام، قرض، تعاون، كفّاره، هَدی، در هیچ مكتبی اینقدر برای مبارزه با فقر و فقر زدایی و كمك به محرومین این همه سفارش نشده است.

1- نماز و زكات، همراه یكدیگر در قرآن

در میان واجبات هیچ واجبی مثل زكات خودش را به نماز نچسبانده است.

27 آیه‌ی قرآن «یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاة»، «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاة» «إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ» (1) «فَصَلّ‏ِ لِرَبِّكَ وَ انحَْرْ» (كوثر/2) «صَلِّ» نماز بخوان، «وَ انحَْرْ» نحر، شتر بكش. گوشتش را به فقرا بده. یعنی خلاصه رسیدگی به فقرا خیلی مهم است. بنابراین بحثی را می‌خواهم راجع به انفاق بكنم. اول یك قصه در قرآن هست برای شما بگویم. در سوره‌ی توبه آیه‌ی 75 یك ماجرایی را نقل می‌كند، برای شما بخوانم.

بسم الله الرحمن الرحیم. ماجرا این است كه شخصی به نام ثعلبه بود. نزد پیغمبر آمد و فرمود: دعا كن وضع من خوب شود. حضرت فرمود: همینطور كه هست خوب است. گفت: نه من قانع نیستم. می‌خواهم وضع من خیلی خوب شود. هرچه حضرت فرمود: صلاح تو نیست گفت: نه من می‌خواهم. وضع ایشان خوب شد. طوری كه دیگر نمی‌توانست مدینه كار بكند. مدینه برایش كوچك بود. بیرون مدینه رفت، مزرعه‌ای گرفت و كار و دامداری و كشاورزی و وضعش عالی شد. حضرت كسی را فرستاد و فرمود: خوب وضع تو خوب شده زكات بده. گفت: زكات برای چه؟ زكات چیست؟ بعداً هم كه پشیمان شد پیغمبر زكات او را نگرفت. خلیفه‌ی اول هم زكاتش را نگرفت، خلیفه‌ی دوم هم نگرفت، خلیفه‌ی سوم هم نگرفت، در زمان عثمان در حال نكبت مرد.

2- عدم پای‌بندی به نذر و عهد، نشانه نفاق و شرك درونی

قصه‌ی این را خدا در قرآن سوره‌ی توبه آیه‌ 75 نقل كرده است. می‌فرماید: «وَ مِنْهُمْ» بعضی از مردم «مَنْ عاهَدَ اللَّه‏» با خدا معاهده می‌بندند، قول می‌دهد. می‌گوید:ای خدا تو چنین كن، من هم قول می‌دهم. تعّهد می‌كند. می‌گوید: «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ» خدایا اگر از فضلت به من دادی و وضع من خوب شد، «لَنَصَّدَّقَنَّ» حتماً صدقه می‌دهم. به فقرا كمك می‌كنم. «وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحینَ» شخص صالحی می‌شوم. ولی خدا می‌گوید: «فَلَمَّا ءَاتَئهُم مِّن فَضْلِهِ» (توبه/76) اما همین كه وضعش خوب شد و خدا به او داد «بخَِلُواْ» بخل می‌كند. نتیجه چیست؟ كسی كه به خدا قول داد كه انجام بده، انجام ندهد، خدا می‌گوید: «فَأَعْقَبهَُمْ نِفَاقًا فىِ قُلُوبهِِم‏» (توبه/77) خدا در قلبش نفاق می‌گذارد. این منافق می‌شود.

سؤال: چگونه انسان منافق می‌شود؟

پاسخ: هركس با خدا نذری، عهدی ببندد، هركس به خدا قولی بدهد،و به قولش عمل نكند این نفاق در قلبش پیدا می‌شود. قول دادید انجام بدهید. نذر كردید به نذرتان وفا كنید. خیلی‌ها نذر می‌كنند، همین كه وضعشان، خرشان از پل رد شد...

حالا این نذر را این تعهد را راجع به عروس و داماد‌ها هم خدا یك جای دیگر گفته است. گفته: عروس و دامادها اول كه بچه‌دار می‌شوند، می‌گویند: «لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحا» (اعراف/189) اگر خدا یك بچه ی صالحی بدهد، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرینَ» ما شكر خدا را می‌كنیم. «فَلَمَّا ءَاتَئهُمَا» وقتی خدا یك بچه‌ی نقلی به آنها داد، «جَعَلَا لَهُ شُرَكاَء» (اعراف/190) می‌گویند: خدا كه نبود این آمپول اینطور شد. این دكتر اینطور شد. این ویتامین فلان، با ویتامین فلان شد این بچه چنین شد. این به خاطر شیر من است كه بچه اینطور شده است. مرد می‌گوید: به خاطر لقمه‌ی من است. اصلاً خدا را فراموش می‌كند. او می‌گوید: من. او می‌گوید: من. او می‌گوید: دكتر، او می‌گوید: ویتامین، او می‌گوید: آمپول. خیلی خدا گله می‌كند.

انفاق، زكات، صدقه، ایتاء، اعطا، اطعام، قرض، تعاون، كفّاره، هَدی، در هیچ مكتبی اینقدر برای مبارزه با فقر و فقر زدایی و كمك به محرومین این همه سفارش نشده است.

چند جای قرآن خدا از آدم‌های نامرد گله می‌كند. می‌گوید: «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْك‏» (عنكبوت/65) سوار كشتی می‌شود. موج برمی‌دارد «دَعَوُا اللَّه‏» یا الله! یك تسبیح دست می‌گیرد، پشت در كنكور «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، «اللهم صل علی محمد و آل محمد» چنان با حجاب وارد دانشگاه می‌شود و صلوات می‌فرستد، «فَلَمّا» داخل دانشگاه شد، او هم فكلش پیدا می‌شود، مادر هم خدا را فراموش می‌كند. می‌گوید: این مردم چموش هستند بعضی‌هایشان! گیر كه می‌كنند خوب می‌شوند، خوب كه شدند یادشان می‌رود. هم درباره‌ی بخل، خدایا به من مال بده. خدایا به من بچه بده. خدایا كنكور قبول شوم. بعد خیلی جمله‌ی بعدش خطرناك است. می‌فرماید: «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی‏ قُلُوبِهِم‏» خدا یك نفاقی در قلبشان می‌گذارد، «إِلى‏ یَوْمِ یَلْقَوْنَه‏» (توبه/77) این نفاق ابدی تا روز قیامت است. بنابراین باید مواظب باشیم كه اگر عهد بستیم، نذر كردیم عمل كنیم. این یك مورد. حالا این قصه برای ثعلبه بود.

مشكلات داخلي و دشمنان

دشمنان ملت ايران منتظرند كه از هر مسئله‏ى كوچك يا بزرگى، براى شكستن عزم و همت ملت ايران استفاده كنند؛ حتّى از بلاياى طبيعى مثل زلزله و خشكسالى، يا از چيزهائى كه در دنيا عموميت دارد مثل گرانى. الان شما اگر به تحليلهاى راديوهاى بيگانه نگاه كنيد، مى‏بينيد يكى از محورهايى كه دشمنان ما در تبليغاتشان از آن استفاده مى‏كنند، مسائل اقتصادى است؛ بلكه بتوانند در عزم ملت ايران خللى وارد كنند. مردم ايران، مسئولين خودشان را شناخته‏اند.

امروز دنياى غرب بيش از ديگران درگير مشكلات اقتصادى است. خودشان اعلام مى‏كنند بحران اقتصادى‏اى كه امروز از امريكا شروع شده است و بتدريج دارد گريبان اروپا را هم مى‏گيرد و به بعضى از كشورهاى ديگر هم سرايت مى‏كند، در شصت سال گذشته - يعنى از بعد از جنگ بين‏الملل اول تا امروز - سابقه نداشته است. سازمان ملل در دنيا اعلام بحران غذائى كرده است. ملت ايران به فضل پروردگار و به لطف الهى مشكلاتش از بسيارى از همين كشورهاى مدعى كمتر است و با همت مسئولين و همت مردم، بايد بتوانند همين مشكلاتى را هم كه وجود دارد، برطرف كنند؛ اين همت همه را مى‏طلبد.

من اين را مى‏خواهم به مردم عزيزمان تأكيد كنم: مصرف‏گرائى به صورت اسراف يكى از بيماريهاى خطرناك هر ملتى است. ما يك خرده به اين مصرف‏گرائىِ افراطى دچار هستيم.

شماره 3 نشريه مبين

در شب شهادت حضرت زهرا(س) سومين شماره نشريه پايگاه بسيج شهداي مهران (مبين) با اين عناوين در مسجدالرضا(ع) توزيع شد؛ علاوه بر اين انتشار اين شماره همزمان بود با ايام سالگرد رحلت بنينگذار كبير انقلاب اسلامي. از اين رو اين دو موضوع علاوه بر موضوعات ثابت نشريه مورد توجه قرار گرفت:

مي‌رويم تا انتقام سيلي زهرا(س) بگيريم

حضرت محسن(ع) در منابع اهل سنت

نهضت جهاني امام خميني(ره)

مذهب‌سازي استعمار خارجي (بهائيت)

آداب اسلامي غذا خوردن

عصر امام خميني(ره)

استفتائات مقام معظم رهبري (درباره غنا)

مشكلات داخلي و دشمنان

عصر امام خميني(ره)

جريان بازگشت دوباره انسان عصر امام خميني (ره) به سوي ارزش‌‌‌‌‌هاي معنوي واعتقاد‌‌‌‌هاي ديني به سرعت درحال رشد وگسترش در عرصة جهاني مي‌باشد. انقلابي كه امام خميني(ره) در ايران به وجود آورد، ابعادي جهاني داشته و همچنان در حال اثر گذاري در جهان مادي است.

اما آنچه دراين ميان كنجكاوي هر محققي را بر مي‌انگيزد ظهور ونفوذ گسترده جريان مذكور دركانون غفلت‌زدگي و مادي‌گرايي افراطي در جهان معاصر يعني جوامع غربي مي‌باشد.نهضت اسلامي امام خميني(ره)  -- وبلاگ مبين

بر اساس نتيجه يك تحقيقات آماري كه توسط مؤسسة برند فيو چرزگروپ تهيه شده است "توجه وگرايش به مسائل وموضوعات مذهبي درميان شهروندان كشور‌‌‌‌هاي غربي خصوصا قشر نوگرا و مدرن پسند‌،  روندي رو به افزايش دارد."

كارشناسان غربي با تاييد اين مطلب مي‌گويند: "اين روزها در امريكا وانگليس و فرانسه واسپانيا بازگشت ديني آن قدر قوي است كه هم چيز را تحت شعاع خود قرار داده است."

پديده خداجويي انسان غربي موجب تحولات عظيمي در مركز ثقل تمدن غرب يعني ايالات متحده آمريكا گشته است.

كارشناسان معتقدند: به سبب خداجويي درميان مردم آمريكا بر ميزان توجه آنان به مسائل مذهبي چه به صورت فردي وچه از لحاظ اجتماعي افزوده شده است و اين امر بدون شك مهم‌ترين ومنحصرترين رويداد دهة هفتاد و هشتاد در آمريكاست‌، و اگر بگوييم اين جريان مي‌رود تا همه جامعه آمريكا و رفتار مردم و فرهنگ كشور را در سال‌‌‌‌‌هاي آينده اين قرن تحت تأثير قرار دهد حرف باطلي نگفته‌ايم.

رابرت ووتنا استاد جامعه شناسي دانشگاه بريستون‌،  و دانلاتين گزارش‌گر مذهبي هم در  كتاب‌‌‌‌‌هاي جديد الانتشارشان باعنوان "بعد از بهشت" و "به دنبال خريدايمان" بر اساس  مصاحبه‌‌‌‌‌هاي پي در پي و داده‌‌‌‌‌هاي تحقيقاتي همگي معتقدند: "هم اكنون هجوم مردم امريكا به زندگي‌‌‌‌‌هاي مذهبي به صورت بي‌سابقه‌اي در حال افزايش است."

اين دو كارشناس دردو تحقيق جداگانه در شرق وغرب ايالات متحده آمريكا به اين نتيجه رسيده‌اند كه:
"اعتقاد به خداوند و رفتن به عبادتگاه‌ها در ميان مردم بيش از هر دوره ديگر مرسوم گرديده است."

همچنين مركز آمار اجتماعي بين المللي (بر اساس نظر خواهي از 19 هزار نفر در بيش از 21 كشور جهان ) اعلام نمود: «تعداد جوانان كشور‌‌‌‌هاي شرق اروپا كه معتقد به زندگي پس از مرگ هستند رو به افزايش مي‌باشد.»

در همين راستا روزنامه آمريكايي يو اس تودي با ارائه گزارشي به بيان نمونه‌اي محسوس از افزايش علايق مذهبي مردم آمريكا پرداخته مي‌نويسد: "اكنون 29% آمريكايي ها معتقدند از آزادي بسيار كمي‌براي آموزش ديني خود برخوردارند و اين در حالي است كه اين رقم نسبت به نظر خواهي سال گذشته درباره همين موضوع 3%و نسبت به ,سال 1997، 8% افزايش يافته است."

و در اين موج دين‌گرايي، گرايش به اسلام بيش از هر دين ديگر در نقاط مختلف جهان گزارش مي‌شود كه نهضت اسلامي امام خميني(ره) یکی از علل آن است.

امام خميني(ره) و دانشگاه

به بهانه آغاز سال تحصيلي دانشگاه‌ها:

پس از بررسي توصيه‌هاي مقام معظم رهبري به دانشگاهيان، اكنون تلاش مي‌كنيم متوجه شويم دانشگاه در ديدگاه و انديشه امام خميني(ره) چه جايگاهي داشته است.

از آنجايي كه وصيت‌نامه سياسي-الهي امام خميني(ره) توصیه ماندگار ایشان برای همه دوره ها پس از ایشان است و محدود به زمان خاصی نمی شود، در اينجا جايگاه دانشگاه و دانشگاهيان را در وصيت‌نامه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي بررسي مي‌كنيم.

در اين وصيت‌نامه ماندگار و ارزشمند بيش از ۳۰ بار از دانشگاه و دانشگاهيان نام برده شده است، كه بخش‌هايي از آن را در اينجا مي‌آوريم:امام خميني(ره)  -- وبلاگ مبين

توصيه اينجانب‌ آن‌ است‌ كه‌ نسل‌ حاضر و آينده‌ غفلت‌ نكنند و دانشگاهيان‌ و جوانان‌ برومند عزيز هر چه‌ بيشتر با روحانيان‌ و طلاب‌ علوم‌ اسلامي‌ پيوند دوستي‌ و تفاهم‌ را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌هاي‌ دشمن‌ غدار غافل‌ نباشند و به‌ مجرد آنكه‌ فرد يا افرادي‌ را ديدند كه‌ با گفتار و رفتار خود در صدد است‌ بذر نفاق‌ بين‌ آنان‌ افكند او را ارشاد و نصيحت‌ نمايند؛ و اگر تأثير نكرد از او روگردان‌ شوند و او را به‌ انزوا كشانند و نگذارند توطئه‌ ريشه‌ دواند كه‌ سرچشمه‌ را به‌ آساني‌ مي‌توان‌ گرفت‌... و توطئه‌ها در دانشگاهها از عمق‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌ و هر قشر محترم‌ كه‌ مغز متفكر جامعه‌ هستند بايد مواظب‌ توطئه‌ها باشند.

 

و اما در دانشگاه‌ نقشه‌ آن‌ است‌ كه‌ جوانان‌ را از فرهنگ‌ و ادب‌ و ارزشهاي‌ خودي‌ منحرف‌ كنند و به‌ سوي‌ شرق‌ يا غرب‌ بكشانند و دولتمردان‌ را از بين‌ اينان‌ انتخاب‌ و بر سرنوشت‌ كشورها حكومت‌ دهند تا به‌ دست‌ آنها هرچه‌ مي‌خواهند انجام‌ دهند. اينان‌ كشور را به‌ غارتزدگي‌ و غربزدگي‌ بكشانند و قشر روحاني‌ با انزوا و منفوريت‌ و شكست‌ قادر بر جلوگيري‌ نباشد. و اين‌ بهترين‌ راه‌ است‌ براي‌ عقب‌ نگهداشتن‌ و غارت‌ كردن‌ كشورهاي‌ تحت‌ سلطه‌، زيرا براي‌ ابرقدرتها بي‌زحمت‌ و بي‌خرج‌ و در جوامع‌ ملي‌ بي‌سر و صدا، هر چه‌ هست‌ به‌ جيب‌ آنان‌ مي‌ريزد.

پس‌ اكنون‌ كه‌ دانشگاهها و دانشسراها در دست‌ اصلاح‌ و پاكسازي‌ است‌، بر همة‌ ما لازم‌ است‌ با متصديان‌ كمك‌ كنيم‌ و براي‌ هميشه‌ نگذاريم‌ دانشگاهها به‌ انحراف‌ كشيده‌ شود؛ و هر جا انحرافي‌ به‌ چشم‌ خورد با اقدام‌ سريع‌ به‌ رفع‌ آن‌ كوشيم‌. و اين‌ امر حياتي‌ بايد در مرحلة‌ اول‌ با دست‌ پرتوان‌ خود جوانان‌ دانشگاهها و دانشسراها انجام‌ گيرد كه‌ نجات‌ دانشگاه‌ از انحراف‌، نجات‌ كشور و ملت‌ است‌.

و اينجانب‌ به‌ همة‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ در مرحلة‌ اول‌، و پدران‌ و مادران‌ و دوستان‌ آنها در مرحلة‌ دوم‌، و به‌ دولتمردان‌ و روشنفكران‌ دلسوز براي‌ كشور در مرحلة‌ بعد وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ در اين‌ امر مهم‌ كه‌ كشورتان‌ را از آسيب‌ نگه‌ مي‌دارد، با جان‌ و دل‌ كوشش‌ كنيد و دانشگاهها را به‌ نسل‌ بعد بسپريد. و به‌ همة‌ نسلهاي‌ مسلسل‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ براي‌ نجات‌ خود و كشور عزيز و اسلامِآدم‌ ساز، دانشگاهها را از انحراف‌ و غرب‌ و شرقزدگي‌ حفظ‌ و پاسداري‌ كنيد و با اين‌ عمل‌ انساني‌ ـ اسلامي‌ خود دست‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ را از كشور قطع‌ و آنان‌ را نااميد نماييد. خدايتان‌ پشتيبان‌ و نگهدار باد.

 متن كامل وصيت‌نامه سياسي-الهي امام خميني(ره) را مي‌توانيد اينجا ببينيد.

آيا روزه براي سلامتي مفيد است؟

اين روزها برخي مخالفان اسلام مي‌كوشند تا با ادعاي مضر بودن روزه در فضاي مجازي، جوانان را نسبت به اعتقادات خود سست كنند؛ اما علم پزشكي اين روزها مهر تاييدي بر مفيد بودن روزه مي‌زند:

 معده‌ مركز بيماريها و امساك‌ بالاترين‌ دواست‌. رسول‌ اكرم‌ (ص‌)

 روزه‌ گرفتن‌ علاوه‌ بر اين‌ كه‌ عبادت‌ بوده‌ و موجب‌ تقويت‌ تقوي‌ و اخلاص‌ است‌ از ديدگاه‌ پيشوايان‌، انديشمندان‌ و اطباي‌ بزرگ‌ فوايد جسمي‌ فراوان‌ داشته‌ و باعث‌ سلامتي‌ بشر است‌ و در حقيقت‌ نوعي‌ خانه‌ تكاني‌ است‌.

كارشناسان برتر علم تغذيه بر اين باورند كه از آنجايي كه در بيشتر موارد روزه موجب كاهش وزن مي‌شود، بي‌شك مفيد است و اين را تنها خاصيت اوليه روزه مي‌دانند.

از طرف ديگر اطباء مي‌گويند: روزه‌ موجب‌ رفع‌ كسالت‌ و تنبلي‌ است‌.

 روزه‌ موجب‌ كاهش‌ حجم‌ كار اعضا گوارشي‌ و رفع‌ خستگي‌ از تمام‌ دستگاههاي‌ بدن‌ (بافتها - غدّه‌ها - اعصاب‌ - رگها و روده‌ هاست‌...)

 ماه رمضان و بيماري‌هاي قلبي
اثرات سلامتی روزه ماه رمضان بر روی سیستم قلبی عروقی افراد کاملاً واضح می باشد . عوامل دیگری نیز روی سیستم قلبی عروقی اثر مثبت دارند که این عوامل نیز تحت تأثیر روزه هستند. در حقیقت روزه ماه رمضان اثرات مفیدی روی اکثریت عوامل اولیه و ثانویه ایجاد کننده بیماریهای قلبی دارد . سه فاکتور اولیه وجود دارد که فرد را مستعد بیماری عروق کرونر قلب می‌کند. این فاکتورها عبارتند از افزایش فشار خون، افزایش کلسترول خون و استعمال دخانیات که  روزه ماه رمضان اثر مطلوبی روی هر سه عامل دارد.

در مورد فشار خون کاملاً مشخص است که پرهیز کامل از غذا برای حدود ۱۵-۱۴ ساعت در هر روز در ماه رمضان، باعث کاهش سطح سدیم خون شده در نتیجه باعث کاهش فشار خون نسبت به قبل می‌شود.

چون تمامی داروهای ضدفشارخون دارای عوارض جانبی مخصوص بخود هستند . بنابراین بعنوان یک قانون باید حتی المقدور از روش های غیرداروئی برای کنترل فشارخون استفاده کرد و در اینجا نقش روزه ماه رمضان کاملاً مشخص است.

عوامل غیرداروئی مهم و مؤثر بر فشارخون عبارتند از کنترل وزن ، ورزش ، عدم استفاده از الکل و سیگار، کاهش مصرف گوشت و محصولات حیوانی در رژیم غذائی و کاهش استرس.

روزه ماه رمضان اثر مثبت بر روی تمام عوامل فوق دارد . چون در بیشتر ساعات افراد روزه هستند در نتیجه در ماه رمضان وزن کاهش می یابد . مصرف الکل برای مسلمانان ممنوع است و ماه رمضان مجدداً این نکته را ثابت می کند که پرهیز از این سموم کیفیت زندگی را بهتر می کند . همچنین کاهش آشکار در مصرف سیگار و مصرف غذا وجود دارد.

از طرفی مسلمانان در ماه رمضان شادتر بوده و استرس کمتری دارند. چون دراین ماه خداوند برای عبادات و سایر اعمال خوب ( از جمله روزه ) چندین مرتبه بیشتر پاداش می دهد بنابراین یک نوع تسکین و تسلی روحی در افراد  بوجود می آید . این دیانت و تقوا یک رضایت درونی به آنها میدهد که حداقل تا حدی تمایلات دنیوی و اضطراب را در آنها کاهش می دهد . قابل ذکر است که روزه به شکل روزه ماه رمضان مخصوصاً برای کنترل فشارخون خفیف که معمولاً از داروها برای کنترل آن استفاده نمی شود مفید است . گزارشی از WHO ذکر می کند که کوشش برای کاهش فشار خون بوسیله تعدیل روش زندگی معمولاً باید قبل از هر گونه تصمیم در مورد لزوم درمان داروئی فشارخون خفیف باشد.

بطور قطع روزه ماه رمضان غیر از کاهش سطح کلسترول خون،‌ سطح ( LDL  لیپوپروتئین با دانسیته کم ) که اثر مخرب بر روی قلب دارد را کاهش می‌دهد.

 

همچنين به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پايگاه خبري المحيط، دكتر طارق بحيري، استاد امراض داخلي در دانشگاه قصر العيني مصر در باره روزه گفت: روزه گرفتن موجب تحريك دستگاه هاي داخلي بدن مي شود، بصورتي كه سلول هاي ضعيف بدن در اثر مقاومت در برابر با گرسنگي قوي شده و سلول هاي بيماري زا نيز در طول مدت روزه داري از بين رفته و سلول هاي جديد و سالم جاي انها را مي‌گيرد.
وي يكي ديگر از فوايد روزه گرفتن را پيشگيري از ايجاد كيست هاي داخلي و تومورهاي سرطاني ذكر كرد. علاوه بر اين روزه داري موجب كاهش ميزان قند خون به پايين ترين ميانگين آن مي شود و در صورتي كه افراد چاق تمايل به كاهش وزن داشته باشند مي توانند با رعايت اعتدال در زمان خوردن افطار، وزن خود را كاهش دهند.
وي همچنين روزه داري را براي رفع بيماري هاي پوستي مفيد دانست و دليل آن را كاهش ميزان مايعات در خون و پوست ذكر كرد و روزه داري باعث افزايش ايمني در برابر ميكروب ها مي‌شود.

روزه‌دار واقعي

به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ديدگاه ائمه معصومين درباره روزه گرفتن را باخواني مي‌كنيم:

امام‌ صادق‌ (ع‌) مي‌فرمايد روزه‌ تنها خودداري‌ از خوردن‌ و آشاميدن‌ نيست‌، بلكه‌ روزه‌ شما بايد با امور زير توام‌ باشد:

 1- زبان‌ خود را از دروغ‌ نگاه‌ داريد. ماه مبارك رمضان -- وبلاگ مبين

 2- ديده‌هاي‌ خود را از حرام‌ بپوشانيد.

 3- با يكديگر نزاع‌ و دعوا مكنيد.

 4- از حسد بپرهيزيد.

 5- غيبت‌ يكديگر روا نداريد.

 6- از مجادله‌ و قيل‌ و قال‌ كناره‌ گيريد.

 7- سوگند مخوريد هر چند راست‌ باشد.

 8- از فحاشي‌ و دشنام‌ بپرهيزيد.

 9- به‌ كسي‌ ظلم‌ و ستم‌ نكنيد.

 10- بيخردي‌ مكنيد و دلتنگ‌ مشويد.

قبولي مردم و مردودي برخي خواص در امتحان انتخابات

بخش‌هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب پس از تنفيذ حكم رياست‌جمهوري دكتر احمدي‌نژاد به اين شرح بوده است:

"...دستهائى از مدتها پيش در كار بودند، مقدماتى فراهم ميكردند كه بتوانند از مقطع انتخابات عليه ملت ايران استفاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى بكنند. خوشبختانه ملت ايران هوشيار بود و هوشيار است. فضا را غبارآلود كردند، دهانها را قدرى تلخ كردند؛ اما نتوانستند آن كارى را كه ميخواهند، انجام بدهند. اين هوشيارى شما ملت بود. اين تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى ما بود كه بدانيم دشمن ما كمين كرده است.

دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى اندوخته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. و آن اين است كه: دشمن بداند با چه حقيقتى روبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو است؛ در فهم نظام اسلامى و انقلاب اسلامى دچار اشتباه نشوند؛ خيال نكنند انقلاب اسلامى و نظام اسلامى را با اين‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جور كارهاى پيش پا افتاده ميتوان به زانو درآورد. نظام اسلامى زنده است. خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمى در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، ميتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامى ضربه بزنند. اين تجربه براى دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامى با اين حرفها شكست نخواهد خورد.

عظمت اين انقلاب و عظمت اين نظام و ريشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارى نظام جمهورى اسلامى در حوادث اين يكى دو ماه اخير، بيشتر براى دشمنان جمهورى اسلامى آشكار شد. اين ملت، ملت با ايمانى است؛ ملت هوشيارى است؛ ملت بااستعدادى است. با مسجد ضرار نميشود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائى را از اين داريم: «و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(2) با تقليد از رهبر عزيز و عظيم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى وجود غرق در قرآن بود، نميشود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاى ما آگاهند. اين تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى است براى دشمن.

امتحانهائى هم در اين انتخابات پيش آمد. يك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند؛ نمره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى قبولى گرفتند. حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمى بود كه آنها را سرافراز كرد. بسيارى از آحاد مردم، از جريانهاى سياسى، طبق وظيفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان عمل كردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را مردود كرد. برخى از جوانان ما كه با صداقت، با سلامت وارد ميدان وظيفه ميشوند، به رغم هوشيارى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايشان، در مواردى اشتباه كردند. بسيارى از جوانان اين كشور هم با همان ايمان، با همان صداقت، حركت درستى كردند. به كسى اعتقاد پيدا كردند، به او رأى دادند؛ يا آن كس رأى آورد يا نياورد. ملاك اين نيست. ملاك اين است كه انسان عقيده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى پيدا كند، هوشيارانه، از روى احساس وظيفه، احساس تكليف، وارد ميدان اين عمل سياسى و حركت سياسى بشود. بعد هم همه تسليم قانون باشند. اكثر قاطع ملت ما - از جوانها، از نخبگان، از توده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى عظيم مردم - در اين رديف قرار گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند و در اين امتحان مقبول شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. يك عده هم البته فريب خوردند...

متن كامل سخنان رهبر معظم انقلاب در اين مراسم

اهميت والاي توليد علم

به بهانه فرا رسيدن سال جديد تحصيلي، برخي بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان و اساتيد دانشگاه را درباره توليد علم مرور مي‌كنيم؛ ايشان پس از انتخابات دانشجويان و اساتيد دانشگاه را به رهبر معظم انقلاب -- وبلاگ مبينترتيب سربازان و افسران مبارزه حمله نرم دشمنان دانستند.

اين حاكي از جايگاه مهم دانشجو و اساتيد دانشگاه است، بنابراين بر همه ما لازم است براي رسيدن به اين جايگاه‌ها تلاش كنيم و آن هنگام اين توصيه‌هاي رهبر معظم انقلاب در مورد توليد علم را به كار بنديم:

كشور بايد به عزت علمى برسد. هدف هم بايد مرجعيت علمى باشد در دنيا؛ همين طور كه بارها عرض كرده‏ايم. يعنى همين طور كه شما امروز ناچاريد براى علم و دستيابى به محصولات علمى به دانشمندانى، به كتاب‌هايى مراجعه كنيد كه مربوط به كشورهاى ديگرند، بايد به آنجا برسيم كه جوينده‏ى دانش، طالب علم، مجبور باشد بيايد سراغ شما، سراغ كتاب شما؛ مجبور باشد زبان شما را ياد بگيرد تا بتواند از دانش شما استفاده كند. هدف بايد اين باشد. اين يك آرزوى خام هم نيست. اين چيزى است كه عملى است. اينجايى هم كه ما امروز از لحاظ علمى و فناورى قرار داريم، اين هم يك روزى جزو آرزوهاى خام به حساب مى‏آمد.
(ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاه علم و صنعت)

رابطه‏ى بين كشورها در زمينه‏ى علم بايد رابطه‏ى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‏كه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى ميشود و احساس غبن ميكند، در زمينه‏ى علم هم بايد همين جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه كه وارد ميكنيد - يا بيشتر - صادر كنيد. بايد جريان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ريزه‏خوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرا بگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اين جا هم منفى نباشد. متأسفانه در اين يكى دو قرن شكوفائى علم در دنيا، تراز ما تراز منفى بوده. از اول انقلاب كارهاى خوبى شده؛ اما اين كارها بايستى با سرعت و شدت هرچه بيشتر ادامه پيدا كند.
(ديدار با اساتيد و دانشجويان كردستان)

 پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفته‏ترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئله‏ى ديگر است. نبايد ما در مسئله‏ى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد بشود، يك پيشرفتهائى پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنباله‏روى، نداشتن ابتكار، زيرِ دست بودنِ معنوى، لازمه‏ى قطعىِ اين چنين پيشروى‏اى است؛ و اين جايز نيست.
(ديدار با نخبگان و اساتيد دانشگاه‌ها)