حضرت محسن(ع) در منابع اهل سنت
مقدمه: به دليل كتمان حوادث تلخ و رسواكننده هجوم به بيت فاطمه(س) به دست تاريخ نويسان مكتب خلافت و محو اسناد تاريخي حاكي از ايراد «ضرب و جرح» به حضرت زهرا(س) از صفحات كتب اهل سنت، بازخواني ماجراي جانگداز سقط حضرت محسن(كه بر اثر يورش هواداران خليفه اول و ضربه يكي از آن ها به حضرت زهرا(س) در حالي كه تنها 6ماه دوران بارداري حضرت محسن(ع) مي گذشت وي در شكم مادر جان داد)نيازمند به كشف سرنخ هاي پنهان و معدودي مي باشد كه بايستي از لابه لاي انبوهي از كتب اهل سنت استخراج شود:
دستان خيانتگر تاريخ نگاران مكتب خلافت، با به كارگيري دو شيوه به ايجاد تحريف درباره نحوه درگذشت حضرت محسن(ع) پرداخته اند:
شيوه اول: انكار سقط حضرت محسن(ع)و ادعاي مرگ حضرت محسن(ع) در كودكي:
طبري(متوفي310) و ابن اثير (متوفي606) مي نويسند:... و انّهُ تُوُفِّيَ صَغيراً (و در كودكي از دنيا رفت)
«تاريخ الامم و الملوك،ج5،ص 153؛الكامل في التاريخ،ج3،ص 397»
ابن حَزم اندلسي(متوفي456) مي نويسد:ماتَ صَغيراً جِدّاً اثْرَ وِلادَتِه(در آغاز كودكي،بلافاصله پس از تولدش از دنيا رفت)
«جمهره انساب العرب،ص 37»
شيوه دوم: كتمان حوادث سقط حضرت محسن(ع): علي رغم اعتراف به سقط، از بازگوي حوادث ناگوار اين واقعه خودداري مي كنند
ابن ابي الحديد معتزلي شافعي(متوفي656) از استادشش ابو جعفر النقيب پرسيد: آيا از تو روايت كنم قول گروهي را كه مي گويند:«فاطمه ترسانده شد، پس محسن را سقط نمود.»؟ او گفت: "از من روايت نكن و بطلان اين ماجرا را نيز از قول من نقل ننما". «شرح حديدي،ج14،ص 193»
نشانه هاي كشف حقيقت:
ذهبي(متوفي748)(جلال الدين سيوطي از بزرگترين دانشمندان اهل سنت درباره او مي گويد: الذهبي الامام الحافظ،محدث العصر و خاتمه الحفّاظ، مورخ الاسلام، فرد الدهر و القائم باعباء هذه الصناعه...) از ابن حماد كوفي نقل مي كند: "انَّ عُمَرَ رَفَسَ فاطِمَهَ حَتّي اَسْقَطَتْ بِمُحْسِنٍ"(عمر چنان با لگد به سينه فاطمه كوبيد كه وي محسن را سقط نمود)ميزان الاعتدال،ج1،ص139
مسعودي(متوفي345) مي نويسد:"سرور بانوان را چنان پشت در كوبيدند و فشردند كه محسن را سقط نمود" اثبات الوصيه، ص143
ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن المويد بن حمويه الجويني الشافعي(متولد644) (از سرشناس ترين شخصيت هاي سني خراسان است كه ذهبي در نوشته هايش با تعابيري چون"الامام الكبير"،"المحدث الاوحد الاكمل"،"كان شديد الاعتنا بالروايه و تحصيل الاجزاء" ياد مي كند) به نقل از پيامبر اعظم(ص) مي نويسد: "هر گاه كه او را مي بينم، به ياد مي آورم كه بعد از من با او چه رفتاري مي شود و همانند اين است كه من با او هستم و مي نگرم كه اهانت، وارد خانه اش شده و ارثش گرفته شده است. پهلويش شكسته و جنينش سقط شده است. اين در حالي است كه مرا به اندوه مي خواند ولي جواب داده نمي شود و كمك مي خواهد و كسي او را ياري نمي دهد...
سپس بر من وارد مي شود درحالي كه غصه دار و داغدار و ناراحت است. حق او را به ظلم گرفته اند و او را به قتل رسانده اند. در آن هنگام مي گويم: خداوندا لعنت كن كسي را كه به فاطمه ظلم كرده است.
وَ ما عَلَيْنا اِلَّا الْبَلاغُ المُبين